تبليغاتX
دلم برای باغچه می سوزد

می نشینم یک جا وَ برای همه ی روزهایی که تندتند می نوشتم گریه می کنم. اصلا می دانی ماهور ، من یک آدم بزرگ شده ام وَ حواس ِ دست هایم هم پَرت است.

وَ دیگر نمی شود . وَ دیگر نمی توانم .

زمستان هشتاد وهفت.تهران

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سپیده  |